زندگی در چشم من شب‌های بی‌مهتاب را ماند،
 شعر من نیلوفر پژمرده در مرداب را ماند،
 ابر بی‌باران اندوهم،
 خار خشک سینه‌ی کوهم،
 سال‌ها رفته است کز هر آرزو خالی است آغوشم،
 نغمه‌پرداز جمال و عشق بودم، - آه -
 حالیا خاموش خاموشم،
 یاد از خاطر فراموشم!

 روز، چون گل، می‌شکوفد بر فراز کوه
 عصر، پرپر می‌شود این نوشکفته - در سکوت دشت -
 روزها این‌گونه پرپر گشت
 لحظه‌های بی‌شکیب عمر
 چون پرستوهای بی‌آرام در پرواز
 رهروان را چشم حسرت باز...


تاريخ : شنبه دوم شهریور 1392 | 15:38 | نویسنده : mehrnaz |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.