کتاب یتیم

خزیده اند به یک گوشه،گرد و خاک آلود

چو کودکان یتیمی که در شب سرما

به هم فشرد و لولید،خوابشان برده است

نه بالشی نه روپوشی و نه زیر انداز

به کارشان نه دگر نظمی و نه تربیتی

نه  گردگیری و نه رفت و رو و جارویی

نشست گرد یتیمی به هر سر و رویی

مگرنه این همه معشوقکان من بودند

مگر نه منزلشان روی زانوی من بود

(استاد محمد حسین شهریار)

زن

زن عشق می کارد و کینه درو می کند.....

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش باتو برابر......

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4همسر هستی،برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی.

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو.......

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی.

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی!!

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر!!!!!

و هر روز متولد می شود،عاشق می شود،مادر می شود،پیر می شود،و می میرد و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند,چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان،جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش گام های شتاب زده ی جوانی برای رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ..........

و این ها همه کینه است که کاشته می شود و در قلب مالامال از درد......واین رنج است.(زنده باد دکتر شریعتی) 

داستان کوتاه

مردی با خود زمزمه کرد:پروردگارا!!!بامن حرف بزن،پرنده ا ی شروع به خواندن کرد.....اما مرد نشنید!!

مرد فریاد بر آورد خدایا با من حرف بزن.....آذرخش در آسمان غرید،اما مرد اعتنایی نکرد!

مرد به اطراف خود نگاه کرد گفت:پروردگارا کجایی؟؟؟

بگذار تو را ببینم......ستاره ای درخشید اما مرد ندید!!

مرد فریاد کشید،خدایا معجزه ای به من نشان بده.....کودکی متولد شد اما مرد باز توجهی نکرد!!!!!

مرد در نهایت فریاد زد:خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم....پرنده ای روی دست مرد نشست!!!او پرنده را پراند و به راهش ادامه داد......

ما خدا را گم می کنیم در حالی که خدا،در کنار نفس های ما جریان دارد.

خدا اغلب در شادی های ما سهیم نیست.....تا به حال چند بار خوشی هایمان را آرام و بی بهانه به او گفته ایم؟!تا به حال به او گفته ایم که چقدر خوشیم که چقدر همه چیز خوب است؟؟؟؟؟

خدا همراه همشیگی سختی ها و خستگی های ماست زمانی که خسته و درمانده به طرف نشانی می رویم  احساس می کنیم فقط زمانی که به خواسته خود برسیم،اما ما را دیده و حس کرده گاهی بی پاسخ گذاشتن برخی خواسته های ما نشانگر لطف بی اندازه ی او بر ماست.

(خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد در عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم،به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشم)دیوار نوشته ای مربوط به جنگ جهانی.

تا خدا هست جایی برای نا امیدی نیست.

چتر

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟؟؟؟

غافلگیر شدیم!!ماچتر نداشتیم

خندیدیم،مادویدیم.

به شالاپ،شلوپ های گل آلود عشق می ورزیدیم.

دومین روز بارانی را به خاطر داری؟؟؟؟

پیش بینی اش را کرده بودی،چتر آورده بودی و من غاغلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم و شانه ی سمت چپ تو کاملا خیس شد.

روز سوم را چه طور؟؟؟؟گفتی سرت درد می کند حوصله نداری سرما بخوری چتر را کاملا بالای سر خودت گرفتی و شانه ی سمت راست من کاملا خیس شد و........

چند روز پیش را چطور به خاطر داری؟؟؟؟

با یه چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه چتر توی چشم و چال مان فرو نرود 2قدم از هم دورتر برویم و.....

از فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو.(دکتر علی شریعتی)

آخرین زنگ دنیا

هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟؟؟؟؟

خدا می داند،ولی.......

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت.

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه ی امتحان مدرسه هم کوچک تر بود!!!

.......و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود.

سوالی که بیش از یک بار نمی توان پاسخ داد.

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد،رو تخته سیاه قیامت

اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند،خدا کند حواسمان بوده باشد در زنگ های تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم.

خدا کند که دفتر زندگی مان را زیبا جلد کرده باشیم وسعی ما به این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست،چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است.

zendegi

زندگی بی هیچ وجه سکون ندارد،همه ی ما روزی می میریم و آن وقت برای استراحت خیلی وقت خواهیم داشت.(کریستین بوین)
معنای زندگی ما همان چیزی که می خواهیم باشد.(پائولوکوئیلو)
از زندگی بخواهید تا به شما بدهد،بجویید تا بیابید،در را بزنید تا به روی شما باز شود. اگر در زندگی تان هیچ اتفاق خوبی روی نمی دهد،مقصر خود شما هستید.(اندر قیوس)
برای زندگی فکر کنید،ولی غصه نخورید.(دیل کارنگی)
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن تجسم کنید و ببینید امروز برای ایجاد آن چه اقدامی باید بکنید؟(برایان ترسی)
زندگی زندان نیست،زندگی مجازات نیست،زندگی یک پاداش است و به آن هایی تقدیم می شود که لیاقتش را دارند(اوشو)
زندگی،گل به توان ابدیت،زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست،زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفس هاست.(سهراب سپهری)
زندگی وقتی شیرین می شود که پندار و گفتارت نیک باشد.(زرتشت)
مهم نیست که چه اتفاقی در زندگی شما می افته،مهم این است که شما با آن چه می کنید.(جان هر مر میلر)
وقتی زندگی شیرین است و ندایی به شما می گوید که این شیرینی نمی تواند دوام داشته باشد؟به خود بگویید:شاید قرار است شیرین تر از این شود.(اندر قیوس)
زندگی بسیار ساده است،از هر دست بدهیم از همان دست می گیریم.(لوئیزال.هی)