افسوس
گفتی که: چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی می کشم از پنجره سر
اندوه ...
که خورشید شدی ... تنگ غــــروب!
افسوس ...
که مهتاب شدی ... وقت ســــــــحر!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت 17:53 توسط mehrnaz
|
اگر روزی می آمد که جهان خواب هیچ کودکی را نمی دید،